دستانم بوی گُل میداد...
مرا به جرم چیدن گُل...
محکوم کردند...
اما هیچ کس نگفت...
شاید گُلی کاشته باشم...
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
دعـایتـــــ گـرفـتـــــ مـــادر
بـزرگــــ ... خــیـلیـــــ پــیـر شــدمــــ
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
خدایا
مرا ببخش! اگر گاهی طاقتم تمام میشود
و با دهانی بسته ،
به لهجه اشکها صدایت میکنم
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
دلم همچو آسمان .پر از ابرهای
بارانیست .
ای کاش دلم امشب بگرید.
شاید که بغض عشق در چشمانم
بشکند.........
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
فيلم مسخره اي به نام "زندگي"
با بازيگر مزخرفي به نام "من"
از کارگردان خوبي به نام "خدا" واقعا بعيد بود
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
پرواز چه لذتی داره؟؟؟؟وقتی زنبور کارگر باشی
وبدانی حق نداری عاشق ملکه شوی!!!!!!!!!!!
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
ســکوت نــکن رفـــیـــق . . .
حرفی بزن . . .
صدای سوختن سیگـارت ویرانم میکند . ..
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته